به روايتي حضرت صديقه طاهره به علت افراط در طهارت از اين شهر بوده:

آيا هيچ ميداني چرا به طهرون قجر افشارها طهران ميگويند؟ در احاديث آمده که چون شراب اين ناحيه به دهن اين سعدي گور به گوري خيلي مزه کرد، اينجا را طهوران ناميد که از شرابا طهورا مي آيد و در اثر کثرت استعمال طهران شد. به روايتي حضرت صديقه طاهره به علت افراط در طهارت از اين شهر بوده. يکي از نوابغ اخير که جنون پيغمبري چي گري به سرش زده بود و پيوسته مردم را پيام پيچ مينمود، به ترک بد آموزيها دلالت ميکرد تا به اين وسيله همه با او هم پيمان بشوند و به زير پرچم آئينش گرد آيند، معتقد بود که معني طهران گرمستان است. فرنگي مآبها معتقدند «ته orient » است: زيرا جهانگردان اروپايي اين شهر را انتهاي مشرق زمين و يا «ته ايران» پنداشته اند. به علت اينکه اران و ايران از لغت ائير، مجوسي مي آيد و بعد، به شکل eire يعني ايرلند کنوني ضبط شده است، زيرا ايرلنديها از ايران به کشور خودشان مهاجرت کرده اند و خواسته اند اين اسم بي مسمي رويششان بماند، همچنان که ژرمن هاي کرماني الاصل از کرمان به بلاد جرمانيه سفر کرده اند. وليکن علماي پشيين در اين حکايت اختلاف کرده اند و در حديث معتبر از کعب الاخبار آمده است که طهران در اصل «ته عوران» يعني شهر کون لختان بوده است، زيرا اهالي آن دائم الطهاره بوده اند و از استعمال تنبان سخت پرهيز داشته اند. به روايت ديگر در اصل «ته ران» بوده است. مشتق ته به معني زير و ران به معني راننده. يعني به تحقيق کساني که به ته ميرانند. يعني کون خيزه ميکنند. بعد هم اين اسم که ابتدا بر اهالي اطلاق ميشده است روي اين ناحيه ماند. توضيح آنکه: در موقع هجوم اعراب اهالي شهر ري از ترسشان البته به عنوان اعتراض، کون خيزه کنان به دامنه کوه البرز که محل طهران کنوني باشد پناهنده شدند و ديگر به شهر ري برنگشتند. مغول ها که تشريف فرما شدند. از اين ماجرا سخت دلچرکين گرديدند و هرچه با دستمال ابريشمي خايهء اهالي را دست مالي کردند که به شهرشان برگردند سودي نبخشيد. آنها هم به رگ غيرتشان برخورد و فرمان کن يفکون شهر ري را صادر کردند. (توپ مرواري . صادق هدايت)

کارتونی در اعتراض به هیاهو در دنیای مجازی و بی عملی در دنیای واقعی

امیدوارم به خودمون بیاییم و از همین چند روز باقی مونده تا 25 بهمن برای اطلاع رسانی خارج از اینترنت استفاده کنیم . که اگر غیر از این باشه 25 بهمن هم مثل 22 خرداد و 25 خرداد و روز قدس و 16 آذر و عاشورا و … میگذره، و هیچ اتفاقی به جز لینک شدن مرگ بر دیکتاتور گفتن های شب قبل تو بالاترین نمیفته . اگر 5 هزار نفر این نوشته رو دیدن و هزار نفرشون حاظر نشدن نفری 100 تا از این تراکت ها تو سطح شهر پخش کنن ( یعنی صد هزار تراکت )، اونوقت هیچ باکی ندارم تا فریاد بزنم که جنبش اعتراضی مردم ایران مرده

چند طرح آماده برای چاپ و تبلیغ راهپیمایی 25 بهمن+ روشی تبلیغی بدون نیاز به پرینتر

برای دیدن تصاویر در سایز اصلی روی آنها کلیک کنید…

طرح زیر از نظر بریدن کاغذ به تیکه های کوچک شاید وقت گیر باشه ولی در هر صفحه تعداد 64 قطعه جای میگیره و چون قطعات کوچکتری هستن برای پخش کردن در مکان های عمومی بهتره . باور کنید حتی اگه عبارت 25 بهمن به چشم طرف مقابل بخوره کنجکاو میشه و پیگیری میکنه …

و اما از همه مهم تر اینکه خود من به پرینتر دست رسی ندارم ولی با روشی که تو لینک زیر میبینید با خودکار و برچسب برای راهپیمایی 25 بهمن تبلیغ نوشتم و قصد دارم فردا تو محلمون که یکی از محله های جنوب تهرانه پخش کنم ( متاسفانه دوربینی در دست رس ندارم که عکسش رو بذارم ولی تو لینکهای زیر میتونید روش کار رو ببینید )

هر ایرانی سبز ، 100 برچسب سبز

دوست سبز که پشت اینترنت نشستی ، حاضری اینترنت رو به خیابون ببری ؟

جدید ترین تکنولوژیِ ساخت بسیج علمی مساجد

بالاخره انتظار ها به سر رسید و پروژه جدید بسیج علمی مساجد رو نمایی شد . دیگر نیازی به خم شدن هنگام نماز خواندن ندارید . صاف و ایستاده با خدای خود درد و دل کنید . حتی هنگام قنوت لازم نیست زحمت بکشید و دستان خود را در هوا نگاه دارید . میتوانید دستان خود را در مکان تعویه شده قرار دهید و از نماز خود لذت ببرید . سید محمود باتوم نژاد ( طراح و سازنده این تکنولوژی ) به خبرگزاری فالس گفت : » در ساخت این وسیله از جدید ترین تکنولوژی روز دنیا استفاده شده است.» او هم چنین اشاره کرد در ساخت این وسیله از آیه «وَ اللهُ الوَسیلَهِ الگُشادِیین»( و خداوند بر گشادان وسیله میکند) الهام گرفته است.

بالاترین …

حساب من رو تو بالاترین به خاطر فرستادن این لینک طنز بستن. قصدم از فرستادن این لینک فقط این بود که نشون بدم وقتی بدون توضیح حساب اینهمه کاربر ( اصلآ گیرم خرابکار و سایبری و … ) رو میبندن، چطور همه با یه علامت سوال بزرگ روبرو میشن و دنبال جواب میگردن. حتی زیر این لینک از مدیرها در برابر یک عده کاربر فحاش دفاع میکردم و سعی داشتم دنبال جواب از زبان مدیرها باشم. اما همونطور که از قبل پیش بینی کرده بودم حساب منم مثل بقیه سوال کننده ها بستن. برای نمایش تصویر بزرگ روی عکس کلیک کنید ( قسمتی از عکس چند ماه پیش ارسال شده است )

چوب خدا به درازای تاریخ و کلفتی اسلام آزارم میدهد

زندگی من از آنجا آغاز شد که بشر به فکر پرستش افتاد و شروع به بت پرستی کرد . بعد از مدتی خورشید ، ماه ، ستارگان ،  گاو ، بز ، گوساله و انواع و اقسام اشیاء را پرستید . مدتی بعد موسی و نوح و ابراهیم و … آمدند و خدایی نا دیده را پرستیدند . از آنها که گذشت محمد آمد و دین اسلام را معرفی کرد . با لشگری به کشورم حمله کرد و طی سیصد سال اسلام را نهادینه کرد . گذشت تا صفوی ها نوع جدید آن یعنی شیعه را بسط و گسترش دادند . مردم را به خرافه مشغول و حکومتشان را تقویت کردند . از آن پس ملا در ایران جایگاه چوپان پیدا کرد . سوار بر الاغ میگشت و از گوشت گوسفندان می خورد . هرچند در مواقع ای سر خر را به راه راست کج می کرد ولی جزء معدود اشتباهاتش بود . در اواخر پهلوی صدایش بلند شد . مثل آن زمان که به ایران حمله کرد و ایرانیان به دلیل نارضایتی از حکومت قبولش کردند ، این بار هم بر موج مردم سوار شد . ملتی که حافظه تاریخی نداشت و آماده موج سواری بود . از این پس نوع جدیدی از پرستش شکل گرفت و خمینی بت آن بود . از خر پیاده و بر تخت نشست . خلاصه 98 درصد مردم کشورم به اسلام رای داد و رفت در خانه اش نشست تا بت بزرگ برایش تصمیم بگیرد . بت بزرگ گردن همه را زد و تبر را بر دوش خدا نهاد . ولی اینبار مردم از او نمیپرسیدند که خدایت چرا حرف نمیزند و خود مجازات نمیکند ؟ در عوض قعر چاه را نگاه میکردند و منتظر بر آمدن منجی که بت بزرگ وعده اش را می داد بودند . بت مرد و خر بت شد . اما نسل 98 درصدی ها هم کنار می رفت و نسل من به وجود می آمد . نسلی که نمی ترسد 1400 سال و قبل و بعد آن را نقد کند . نسلی که برایش خر خر است ، چه با عمامه چه بی عمامه و نمیگذارد خر بر او حکومت کند .

حالا هم دو سه سال است به سنی رسیده ام که چوب خدا به بلندی تاریخ و به کلفتی اسلام به شدت آزارم میدهد . و حاظر نیستم تا وقتی که مرا آزار میدهد با او بر سر یک میز برای تعیین آینده کشورم بنشینم

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.